به سراغ من اگر میآیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا كه ترك بردارد
چینی نازك تنهایی من
|
|
این بار هم دكتر ثروتیان با نگاهی متفاوت و شیوهای نو به بررسی آثار سهراب پرداخته است. در مقدمهی كتاب میخوانیم: «هدف از نوشتن این دفتر، آشنا ساختن جوانان با شعر و زندگی سهراب سپهری و شیوهی بیان و زبان اوست. در این تحقیق تا جایی كه امكان دارد كوشش شده مطالب، به صورتی كوتاه و ساده، گفته شود و هر چه بیشتر از ابیات سهراب نقل گردد و ناگزیر به سبب عهد بر محدود بودن شمار صفحات این دفتر، جای نقد و نظر گسترده و موشكافانه نیست و در هر بحثی به اشارهای كوتاه، بسنده شده است.» با این توضیح ابتدا نتیجه گرفته میشود كه در مورد اندیشه و افكار سپهری بررسی جامع و همهجانبه نخواهیم دید اما آنچه متفاوت مینماید و مخاطب را به خواندن كتاب ترغیب میكند شیوهی بررسی اشعار است. برای هر یك از مجموعه شعرهای سهراب، فصلی در نظر گرفته شده است و این سبب میشود كه با نظمی منطقی به جست و جو در اشعار سهراب پرداخته شود. در فصل اول به كلیاتی دربارهی سالشمار زندگی سهراب و نحوهی زندگی او اشاره شده است. فصل دوم هم به طور اجمالی و گذرا خصوصیات شعری سهراب به عنوان مدخلی برای بحث درباره هشت كتابش ذكر شده اما از فصل سوم و با بررسی نخستین كتاب سهراب، مرگ رنگ، درنگ در شعرها آغاز میشود.
شیوهی كار بدینگونه است كه گذشته از مفاهیم فلسفی، واژهشناسی سبكی، نگاه اساطیری و... همچون ظاهر ساده و بیپیرایهی شعر سهراب تنها به شرح كوتاهی از شرایط اجتماعی سرایش شعرها، حال و هوا و شرایط زندگی شاعر، دغدغهها و تب و تابهای او آورده شده. مولف سعی ندارد كه با بیان اندیشههای سهراب، كه همزمان با رشد ذهنی- اجتماعی وی، شناخت او از جامعه، طبیعت و نگرش ویژهای كه پس از سیر در آفاق و انفس به دست میآورد با توجه به هدفی كه پیشگفتار ذهن مخاطب خود را آشفته كند. برای نمونه در بررسی «مرگ رنگ» اشاراتی از این دست میكند: «... منظومههای مرگ رنگ اگر چه حاصل نخستین تلاشهای هنرمند جوان است و شاهد تاثر شدید وی از شعر سنتی در وزن و قافیه و قالب ابیاتش هست و از نظر محتوا نیز توجه عمیق شاعر به شعر نیمایی و هنر نیمایوشیج را نشان میدهد و مشق خطهای ابتدای شاعر است؛ با این همه از استعداد سهراب سپهری در این رشته از هنر مكتوب حكایت میكند و گاهی دارای بار سیاسی و اجتماعی است كه به شكلی هنرمندانه نظم یافته و فاقد شعارهای مرسوم و معمول روز است و واژههایی مانند آزادی و استقلال و ملت و ملیت در ظاهر كلام وی مشاهده نمیشود و لیكن از تاریكی و ظلمت و افسردگی و خاموشی و پژمردگی حكایت دارد كه هر اهل ادب و هنر در نخستین برخورد، به درون مایهی شعر و احتیاط هنرمندانهی شاعر پی میبرد. برای آگاهی از این حقیقت چند نمونه به اختصار ذكر و منظومهی آغازین هشت كتاب بیكموكاست نقل میشود...» توضیحات این بخش از كتاب كوتاه و كلی است زیرا اندیشهی سهراب و نگاه خاص او را در اشعار آغازین كار شاعریاش نمیبینیم. اما در ادامهی كار و بهویژه در دو مجموعه«صدای پای آب» و «مسافر» به علت دربرگیری اندیشههای غیرمعمول و منحصر به فرد سهراب، كار بررسی آنها همدگرگون میشود.
برای نمونه در شرح«صدای پای آب» مولف آن را به هشت بخش قسمت میكند: «شناسنامهی شاعر، دیدار او با چیزهای روی زمین، بینشی از بالاتر، بینشی از نزدیكتر، اوجگیریهای خیال شاعر در بلندیهای صمیمیت و محبت، از متن شعر تا بطن فلسفه، پندنامهای شاعرانه و آخرین حرف» این شیوهی بخش بندی منظومهها و شعرهای بلند مهمترین تاثیر را در درك بهتر آنها دارد. نخست اینكه میتوان آنها را در چند مرحلهی مشخص خواند و دریافت و دیگر آنكه اندیشههای شاعر را به دور از فراموشی در مرحلههای مختلف شعر بررسی كرد. اینچنین است كه احساس مسوولیت پژوهشگر ادبی در روشن كردن ذهن مخاطب و دریافت مفهوم شعر نتیجه میدهد.
* «صدای پای آب» دكتر بهروز ثروتیان،نقد وبررسی اشعار سپهری،انتشارات نگاه،چاپ اول 1384


